تبليغاتX
یاس علی


 

نوشته شده توسط در Wed 9 Dec 2009 ساعت 1:30 AM موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت


کلام امام

وصیت علی علیه السلام در واپسین لحظات ...

 

به غیر از وصیت کوتاهی که در نهج البلاغه از امام علی (علیه السلام) ثبت گردیده ، وصیت‌های دیگری نیز از ایشان در سندهای قدیمی دیده می‌شود. "قاضی محمد بن سلامه " معروف به قضاعی متوفای 405 هجری در مجموعه ای از سخنان علی علیه السلام که آن را "دستور معالم الحکم" نامیده، وصیتی از امام آورده است. وی گوید وقتی پسر ملجم حضرت را ضربه زد، امام حسن علیه السلام گریان بر او درآمد، امام پرسید: « پسرم چرا گریه می‌کنی؟"

 

امام حسن علیه السلام پاسخ داد: "چرا نگریم که تو در نخستین روز آن جهان و آخرین روز این جهانی" ، حضرت فرمود: " پسرم! چهار چیز را به تو می‌گویم که به خاطر بسپار و به کار دار، و چهار چیز را اگر انجام ندهی، اندک زیانی به تو نمی‌رساند."

 

و اما آنهایی که باید به کار بندی:

 

 1- خرد برترین توانگری است .

2- بدترین تهیدستی نادانی است .

3- خودبینی، وحشتناک ترین وحشت است .

 4- خوش خوئی گرامی ترین حسب می باشد.

 

و اما چهار خصلتی که باید از آن پرهیز نمایی:

 

1- از دوستی با احمق که او خواهد ترا سود رساند لیکن به زیانت کشاند.

2- از دوستی با دروغگو که دور را به تو نزدیک و نزدیک را دور نماید.

3- از دوستی با بخیل که چیزی را که بدان سخت نیازمندی از تو دریغ می‌دارد.

4- از دوستی با تبهکار که تو را به هنگام سود خود می‌فروشد.(1)

و نیز آورده‌اند که وقتی امیرالمؤمنین ضربت خورد، برای امام حسن و امام حسین علیهماالسلام اینگونه وصیت فرمود:

 

شما را سفارش می‌کنم به ترسیدن از خدا، و این که دنیا را نخواهید هر چند دنیا در پی شما بیاید. دریغ مخورید بر چیزی، از آن که به دستتان نیاید. حق را بگویید، برای پاداش - آن جهان - کار کنید ، با ستمکار در پیکار باشید و ستمدیده را یاری کنید .

 

شما و همه فرزندان و خویشانم و آن کسانی که نامه من به ایشان رسد را ، سفارش می‌کنم به ترس از خدا و آراستن کارها، آشتی با یکدیگر ، که من از جد شما شنیدم که فرمود: «آشتی دادن میان مردمان بهتر است از نماز و روزه سالیان.»

 

خدا را ! خدا را! درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید، و نزد خود ضایعشان مگذارید.

 

خدا را! خدا را! همسایگان را بپایید که سفارش شده پیامبر شمایند و پیوسته درباره آنان سفارش می فرمود چندان که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد .

 

خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا دیگری بر شما پیشی گیرد در رفتار به احکام آن.

 

خدا را! خدا را! درباره نماز، که نماز ستون دین شماست.

 

خدا را! خدا را! در حق خانه پروردگارتان، آن را خالی مگذارید، تا آنجا که در این جهان ماندگارید، که اگر - حرمت - آن را حفظ ننمایید به عذاب خدا گرفتار شوید .

 

خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا. درباره مالتان، جانتان و زبانتان!

 

بر شما باد به یگدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم روی بگردانید و پیوند هم را بگسلانید.

 

امر به معروف و نهی از منکر را وامگذارید که بدترین شما حکمرانی شما را بر دست گیرند! آنگاه دعا کنید و از شما نپذیرند.

 

پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفته‌اید و بگویید امیر مؤمنان را کشته‌اند! بدانید جز کشنده من نباید کسی به خون من کشته شود.

 

بنگرید! اگر من از این ضربت او مُردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم می فرمود: «بپرهیزید از بریدن اندام مرده هر چند سگ دیوانه باشد.» 

منبع :

1- زندگانی امیر مؤمنان علی علیه السلام، دکتر سید جعفر شهیدی، ص 168.

2- نامه 47 نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی.

تبیان


 

نوشته شده توسط در Thu 3 Dec 2009 ساعت 5:2 PM موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط در Mon 30 Nov 2009 ساعت 9:28 PM موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت


یازهرا (علیه السلام)

آیت کبرای هستی حیدر است               قهرمان عشق و مستی حیدراست

بی علی بودن گناه مظلمه است            بعد  پیغمبر علی  فوق همه  است

شهپرجبریل فرش خانه اش                    اوست شمع و فاطمه  پروانه  است

گرکلیم الله مسلح بر عصاست               ذکریازهراعصای مرتضاست


 

نوشته شده توسط در Sat 28 Nov 2009 ساعت 3:44 PM موضوع شعر | لینک ثابت


آنجا که علی واسطه ی فیض خداست

برغیر علی هر که کند تکیه خطاست

با مدعیّان کور باطن گوئـیـد

آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟


 

نوشته شده توسط در Sun 22 Nov 2009 ساعت 1:27 AM موضوع شعر | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط در Sun 22 Nov 2009 ساعت 1:16 AM موضوع ایه های نور | لینک ثابت


ضریح مطهر حضرت امیر المومنین علی بن ابطالب ( علیه السلام)

در برج ولا مهر جهانتاب علی است

در شهر علوم سرمدی، باب علی است

از اول خلقت جهان تا محشر

مظلوم ترین شهید محراب، علی است


 

نوشته شده توسط در Sat 21 Nov 2009 ساعت 9:18 PM موضوع شعر | لینک ثابت


۞ مجتبی افشار ۞


 

نوشته شده توسط در Sat 21 Nov 2009 ساعت 1:25 AM موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت


مفهوم حقیقى نماز

الحمد لله رب العالمين

جابر بن عبدالله انصارى گوید:

روزى به همراه مولاى متقیان، امام على(علیه‎السلام) بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‎دانى كه چگونه و براى چه مى‎باشد؟

اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟

حضرت فرمود: آرى، به حق آن كسى كه محمد(صلّى الله علیه و آله) را به نبوت مبعوث گردانید، نماز داراى تاویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیت در آن خواهد بود.

آن شخص عرض كرد: پس مرا تعلیم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.

دوّمین تكبیر یعنى؛ خداوند، موصوف به حركت و سكون نمى‎باشد.

سوّمین تكبیر یعنى؛ این كه نمى‎توان او را به جسمى تشبیه كرد.

چهارمین تكبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‎شود.

پنجمین تكبیر مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصّى دارد و نه چیزى در او حلول مى‎كند.

ششمین تكبیر معنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

و هفتمین تكبیر یعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى ابعاد و جوارح نیست .

سپس در ادامه فرمایش خود فرمود: معناى ركوع آن است كه مى‎گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‎ام و از آن دست برنمى‎دارم، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از ركوع بر مى‎دارى و مى‎گویى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» ؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‎اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستىِ مطلق تویى .

و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفریده‎اى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده‎اى .

و همین كه دوّمین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك برمى‎گردانى؛ و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‎گردانى .

و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل بیت او (علیهم صلوات الله) مى‎باشد.

و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.

 

برگرفته از مستدرك الوسائل، ج 4، ص 105، ح 5/ بحارالانوار، ج 84، ص 253، ح 38.


 

نوشته شده توسط در Sun 15 Nov 2009 ساعت 0:5 AM موضوع نخلستان علی(علیه السلام) | لینک ثابت


 

نظر به بندگان اگر، ز مرحمت خدا كند                                                

   قسم به ذات كبریا، ز یُمن مرتضى كند


 

نوشته شده توسط در Sat 14 Nov 2009 ساعت 11:43 PM موضوع نخلستان علی(علیه السلام) | لینک ثابت


غصب اموال فاطمه

 

بنا به ادعای شیعه در زمان خلافت اموالی از فاطمه زهرا که در زمان حیات پیامبر تحت مالکیت خاص و شخصی محمد مصطفی بود توسط خلیفه وقت غصب شد. فاطمه زهرا از سه راه مالک اموالی از پیامبر اسلام بود:

  • اموالی که از طریق میراث پیامبر، که بخش عمده‌ای از آن به موجب «حق خمس» و «حق فیء» به مالکیت خاص پیامبر در آمده بود.
  • اموالی که از طریق سهم «ذی‌القربا» از محل خمس غنائم خیبر (این سهم مطابق آیه ۴۱ سوره انفال به فاطمه اعطا شده بود)
  • فدک، که به امر الهی از سوی پیامبر به فاطمه «هبه» شده بود. (هدیه داده شده بود)

مهم‌ترین اموال فاطمه که به دست خلافت غصب شد:

بخشی از اموال غصب شده از فاطمه
نام اموال نحوه تملک فاطمه محل استقرار
فدک هبه (هدیه) همجوار خیبر
وادی القُری ارث بین خیبر و شام
دژ سُلالِم ارث خیبر
دژ وَطِیع ارث خیبر
بخشی از دژ القَموص ارث خیبر
تَیماء ارث بین خیبر و شام
باقی‌مانده زمین‌های بنی‌نضیر ارث مدینه
بازار مَهْزور ارث مدینه
بخش دیگری از دژ القموص سهم ذی‌القربا از خمس خیبر

مهم ترین این اموال فدک بود که دارای ارزش و اهمیت خاصی بود و از آنجا که دستگاه خلافت به این موضوع پی برده بود، این اموال را به نفع خود مصادره کرد.


 

نوشته شده توسط در Sat 14 Nov 2009 ساعت 3:55 PM موضوع سلام بر زهرا (ع) | لینک ثابت


نام‌ها و لقب‌های فاطمه زهرا

  • در عالم تشیع، نام‌ها و لقب‌های فاطمه زهرا فراوان است به طوری که بعضی بیش از ۵۰ نام برای او نام برده‌اند. از قول جعفر بن محمد، امام ششم شیعه گفته‌اند:
« فاطمه در بارگاه خدای عزوجل دارای نه نام است که عبارت‌انداز: «فاطمه»، «صدیقه»، «مبارکه»، «طاهره»، «زکیه»، «راضیه»، «مرضیه»، «محدثه» و «زهراء»  »

فاطمه نام‌های دیگری نیز دارد: سیدة النساء، بتول، حَصان، حرّة، عَذرا، هانیه، حوراء، مریم کبری، صدّیقه کبری، نوریه، سماویه او دارای کنیه‌های متعددی است (بیش از ۱۰ کنیه نام برده‌اند) که معروف‌ترین آنها: امّ الحسن، امّ الحسین، امّ المحسن، امّ الائمه و امّ ابیها است. در احادیثی؛ چه در منابع تشیع و چه در اهل سنت فاطمه به عنوان سیدة النساء العالمین (سرور زنان عالم) نامیده شده‌است.

 ریشه‌شناسی نام

فاطمه وصفی است از مصدر فطم. و فطم در لغت عرب به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده‌است. این صیغه که بر وزن فاعل معنی مفعولی می‏دهد، به معنی بریده و جدا شده‌است و به بچه شتر ماده‌ای که از شیر مادر گرفته شده «فاطمه» می‌گویند.در روایات شیعه آمده‌است که بنابر معنای واژه، دلیل نهادن نام فاطمه بر وی این بوده‌است که او و پیروان راستین‌اش از آتش دوزخ در امان داشته شده‌اند


 

نوشته شده توسط در Sat 14 Nov 2009 ساعت 3:50 PM موضوع سلام بر زهرا (ع) | لینک ثابت


سلام بر فاطمه (علیه السلام)

 

 

«سلام بر تو اى دختر فرستاده خدا. سلام بر تو اى دختر پيامبر خدا، سلام بر تو اى دختر حبيب خدا، سلام بر تو اى دختر خليل خدا، سلام بر تو اى دختر برگزيده خدا، سلام بر تو اى دختر امين خدا، سلام بر تو اى دختر بهترين خلق خدا، سلام بر تو اى دختر برترين پيامبران و فرستادگان و فرشتگان خدا، سلام بر تو اى دختر بهترين مردم، سلام بر تو اى بانوى زنان جهان، از اولين و آخرين، سلام بر تو اى همسر ولىّ خدا و بهترين مردم پس از پيامبر خدا، سلام بر تو اى مادر حسن و حسين، دو سرور جوانان اهل بهشت، سلام بر تو اى صديقه شهيده، سلام بر تو اى رضيّه و مرضيّه، سلام بر تو اى برتر و پاك، سلام بر تو اى حورى انسى، سلام بر تو اى پروا پيشه پاكيزه، سلام بر تو اى محدّثه دانا، سلام بر تو اى ستمديده غصب شده، سلام بر تو اى شكنجه شده سركوب شده، سلام بر تو اى فاطمه، دختر پيامبر خدا و رحمت خدا و بركات او بر تو. درود خدا بر تو، بر روح و پيكرت، گواهى مى دهم، كه تو بر اساس دليل روشنى از پروردگارت گذشتى (و عمر به پايان بُردى) و اينكه هر كه تو را خشنود سازد، پيامبر را خشنود كرده و هر كه بر تو جفا كند، بر رسول خدا جفا كرده است. هر كه تو را بيازارد، رسول خدا را آزرده و هر كه با تو پيوند برقرار كند با پيامبر، پيوند برقرار كرده و هر كه از تو ببرد از پيامبر بريده است، چرا كه تو پاره اى از پيامبر و جان اويى كه در سينه اوست، همچنانكه خودش فرمود ـ برترين سلام و درود خدا بر او باد ـ .
خدا و فرستادگانش و فرشتگانش را گواه مى گيرم، كه من از كسى خشنود هستم كه تو از او خشنودى، خشمگين از كسى هستم كه تو بر او خشمگينى، بيزار از كسى هستم كه تو از او بيزارى و دوستدار كسى هستم كه تو با او دوستى مى كنى، دشمن كسى هستم كه تو با او دشمنى، كينه دار از كسى هستم كه تو از او كينه دارى، دوست دارم كسى را كه تو او را دوست دارى و خدا براى گواهى و حسابگرى و پاداش و ثواب، كافى است».


 

نوشته شده توسط در Sat 14 Nov 2009 ساعت 3:7 PM موضوع سلام بر زهرا (ع) | لینک ثابت


سخنان گهربار امام علی (علیه السلام)

 

 هر كسي به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است.

* قناعت ثروتي است كه پاياني ندارد.

* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

* شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند.

* بزرگترين جهاد‌، مبارزه با نفس است.

* شمشير آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزيزتر از سخن‌ راست‌ نيست‌.

* زشت‌ ترين‌ سخن‌ راست‌، ستايش‌ انسان‌ از خويشتن‌ است.

 

 


 

نوشته شده توسط در Tue 10 Nov 2009 ساعت 2:31 PM موضوع | لینک ثابت


محل تولد حضرت فاطمه (س)


 

نوشته شده توسط در Sun 25 Oct 2009 ساعت 2:20 PM موضوع | لینک ثابت


امام خمینی:

زنی که در حجره ای کوچک و خانه ای محقر

انسانهایی تر بیت کرد که نورشان از بسیط خاک به آن سوی

افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملک اعلی میدرخشد صلوات و سلام خداوند

متعال بر این حجره محقر که جلوه گاه نور و عظمت الهی و پرورشگاه بندگان اولاد آدم است


 

نوشته شده توسط در Sun 25 Oct 2009 ساعت 2:17 PM موضوع گنجینه | لینک ثابت


از دل شب به سحر بيدارم              چونكه از هجر پدر بيمارم
دوست دارم كه اجل باز آيد           برسم نزد محمد (ص) شايد
دلم از اهل مدينه است كباب         اهل يثرب تن من داده عذاب
وسط كوچه رهم مي بندند          به غم و غربت من مي خندند
زده اند چهره من را سيلي         جاي سيلي به رخم شد نيلي
پدرم كاش مرا مي بردي                  جان من بيش نمي آزردي
بهر زهراست خدا حق فلك           شد  نصيبم و سط كوچه كتك
سينه ام بين در و آن ديوار             شده محزون ز ضرب مسمار
پهلويم را ز جفا بشكستند      ريسمان دست علي مي بستند
تازيانه زده اند بر بدنم                    گر نيايي كمكم مي شكنم
در تنم نيست توان اي بابا                قامتم گشته كمان اي بابا
اي پدر دختر تو بيمار است          سينه اش بين درو ديوار است
پيش چشمان علي مي زد بال       بان كه گفت مرا كن تو هلال

 


 

نوشته شده توسط در Sat 24 Oct 2009 ساعت 2:43 PM موضوع شعر | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط در Thu 8 Oct 2009 ساعت 5:30 AM موضوع | لینک ثابت





 


 

نوشته شده توسط در Thu 8 Oct 2009 ساعت 5:29 AM موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت






عن ابی جعفر محمد بن علی (ع) عن آبائه (ع) قال : قال رسول الله (ص) لعلیٍّ (ع) :

« ما ثَبَتَ حُبُّکَ فی قَلبِ امری ٍء مُؤمِنٍ ؛ فَزَلَّت بهِ قَدَمُهُ عَلَی الصِّراطِ اِلّا ثَبَتَ لَهُ قَدَمٌ حَتّی اَدخَلَهُ بحُبِّکَ الجَنَّةَ . »




از حضرت ابو جعفر محمد بن علی (ع) از پدرانشان (ع) نقل شده است که رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمودند :


« اگر محبت تو در دل مؤمنی جای گرفت ، چنانچه در گامی بر صراط لغزید ، در گام دیگر استوار خواهد بود ،

تا سر انجام به سبب محبت تو ، خدا او را وارد بهشت کند . »


 

نوشته شده توسط در Tue 6 Oct 2009 ساعت 8:43 PM موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت


مراقب افکارتان باشید که گفتارتان میشود

مراقب گفتارتان باشید که اعمالتان میشود

مراقب اعمالتان باشید که عاداتتان میشود

مراقب عاداتتان باشید که شخصیتتان میشود

مراقب شخصیتتان باشید که عاقبتتان میشود

امام علی (علیه السلام)


 

نوشته شده توسط در Tue 6 Oct 2009 ساعت 8:0 PM موضوع نخلستان علی(علیه السلام) | لینک ثابت


* علي(ع) لقب «ابوتراب» را دوست مي‌داشت
در كتب حديث و تاريخ القاب فراوان براي علي (ع) بيان شده كه از جمله معروف‌ترين آنها مي‌توان اميرالمؤمنين، حيدر، مرتضي، يعسوب‌الدين، قائد الغرامحجلين، غالب كل غالب و مظهرالغرائب، عين‌الله، يدالله، اسدالله، حجة‌الله، نورالله، سبقت‌الله و ابوتراب را نام برد. در كتاب "الاستيعاب " آمده است كه به سهيل‌ابن‌سعد گفتند، امير مدينه كسي را در پي تو فرستاده تا به مسجد بروي و در كنار منبر، علي را دشنام دهي. گفت بايد چه بگويم، گفتند بايد از علي به ابوتراب ياد كني. سهل گفت: به خدا قسم پيامبر او را با اين لقب خطاب مي‌كرد. گفتند چگونه؟ گفت: علي (ع) بر فاطمه (س) وارد شد و بعد از خانه خارج شده و در صحن مسجد دراز كشيد. در اين هنگام رسول خدا وارد شد و بعد از خانه خارج شده و همانطور كه فاطمه (س) گفته بود، علي (ع) را در مسجد يافت. چون چشم علي (ع) بر پيامبر افتاد، از جا برخاست. پيامبر در حالي كه دست بر پشت علي (ع) مي‌كشيد و خاك‌ها را مي‌تكاند، فرمود: "اجلس يا ابوتراب! " به خدا سوگند علي (ع) اين لقب را بسيار دوست مي‌داشت.
دشمنان آن حضرت تصور مي‌كردند كه لقب ابوتراب، براي آن حضرت موجب خفت و خواري است و به پيروان آن حضرت هم ترابي يا ترابيه مي‌گفتند. از معروف‌ترين كنيه‌هاي امام علي (ع) نيز مي‌توان به ابوالحسن اشاره كرد.


 

نوشته شده توسط در Tue 6 Oct 2009 ساعت 7:55 PM موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت


شناسنامه امیرمؤمنان امام على(ع)
نام: على(ع)
لقب: امیرالمؤمنین(1)، مرتضى، حیدر، یعسوب‏الدین
كنیه: ابا الحسن، ابا الحسنین، ابوالحسین، ابوالائمه، ابوتراب
منصب: معصوم دوّم، امام اول شیعیان جهان، خلیفه چهارم مسلمانان غیرشیعى جهان، وصى رسول‏اللَّه، خلیفةاللَّه، اخو رسول‏اللَّه
نام پدر و مادر: ابوطالب (عمران) و فاطمه بنت اسد
تاریخ تولد: سیزده رجب المرجب سال سى بعد از عام‏الفیل (ده سال پیش از بعثت و یا 23 سال قبل از هجرت)
محل تولد: كعبه (خانه خدا) در مكه
نام همسران: فاطمه زهرا(س) و بعد از شهادت او: امامه، ام‏البنین (فاطمه كلاییه)، لیلى، اسماء بنت عمیس، ام‏حبیب، خوله، ام‏سعد، مَحیاة
نام اولاد پسر: امام حسن و حسین(ع)، محسن (از زهرا(س))، عباس(ع) ، عون، جعفر
نام اولاد دختر: زینب، ام كلثوم (از زهرا(س))
نام جانشین: امام حسن(ع)
مدت خلافت: پنج سال
مدت امامت: 27 سال
عمر: 63 سال
محل ضربت و شهادت: محراب مسجد كوفه - شهر كوفه
نام قاتل: عبدالرحمان ابن‏ملجم مرادى
محل دفن: نجف‏الاشرف در كشور عراق

سخن فرشته وحى درباره شهادت مولا..
جبرئیل(ع) بعد از ضربت خوردن على(ع) در محراب مسجد كوفه در بین زمین و آسمان چنین گفت:
«تهدّمت واللَّه اركان الهدى، و انطمست واللَّه نجوم السماء و اعلام التقى و انفصمت واللَّه العروة الوثقى، قتل ابن عم محمّد المصطفى(ص) قتل الوصى المجتبى، قتل على المرتضى، قتل واللَّه سیّد الاوصیاء قتله اشقى الاشقیاء.»
اركان هدایت خراب شد. به خدا قسم ستارگان آسمان متزلزل و نشانه‏هاى تقوا از میان رفت، به خدا سوگند ریسمان محكم الهى بریده شد. قسم به خدا پسر عم محمّد مصطفى(ص) كشته شد. وصى برگزیده پیغمبر شهید گردید. على(ع) به قتل رسید، قسم به خدا سیّد اوصیاء به‏دست بدبخت‏ترینِ شقاوتمندان شهید شد.

 

مرثیه امام حسن(ع)
امام حسن فرمود:
این من كان لعلم المصطفى فى الناس باباً
این من كان اذا ما قحط الناس سحاباً
این من كان اذا نودى فى الحرب اجاباً
این من كان دعاه مستجاباً و مجاباً
كجاست پدرم كه دربى به دانش پیغمبر بود و آن را به مردم مى‏رساند؟ كجاست كسى كه هنگامى كه دیگران بخل مى‏ورزیدند باران رحمت بود؟ كجاست كسى كه هنگامى كه در جنگ‏ها دلاور مى‏طلبیدند او به میدان مى‏رفت (سینه‏اش در جنگ‏ها سپر اسلام بود). كجاست كسى كه دعاى او به درگاه خداوند مستجاب مى‏شد؟

 

فــــارغ از هر دو جهـــانم به گل روى علـــى
از خُـــم دوست جـــوانم بر خَم موى علـــى
طى كنم عرصه ملك و ملكوت از پى دوسـت
یــــاد آرم به خــــرابات چو ابـــــروى علــــى

 

                                                                                                                « الــــــتماس دعا »


 

نوشته شده توسط در Tue 6 Oct 2009 ساعت 7:40 PM موضوع مولای مردان علی | لینک ثابت


مردى به همسرش گفت : نزد فاطمه عليها السلام دختر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله برو و درباره من از او سوال كن كه آيا من شيعه شما هستم يا خير؟
همسرش نزد فاطمه عليها السلام رفت و از او سوال كرد.
حضرت فرمود: به او بگو:
ان كنت تعمل بما امر ناك وتنتهى عما زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا.
اگر به آنچه تو را امر كرديم عمل مى كنى و از آنچه نهى كرديم پرهيز مى كنى تو از شيعيان ما هستى و گرنه شيعه ما نيستى .
زوجه آن مرد گويد: جواب فاطمه عليها السلام رابه شوهرم رساند. او گفت : و اى بر من چه كسى از گناهان و خطاها بدور است ! پس من در اين صورت براى هميشه در جهنم هستم زيرا هر كسى از شيعيان آنها نباشد هميشه درآتش جهنم است

 

http://fatemioun.blogfa.com

 

همسرش دوباره به خدمت فاطمه عليها السلام مى رسد و سخن شوهرش را به آن حضرت مى رساند.
فاطمه عليها السلام مى فرمايد: به او بگو آنطور كه گمان كردى نيست ، شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشت هستند.
و هر كس ما را دوست بدارد و دوستان ما را هم دوست بدارد و دشمن دشمنان ما باشد و با قلب و زبانش ايمان آورده است اگر مخالفت با امر و نهى ما كند شيعه ما نيست گرچه به بهشت مى رود اما بعد از آنكه بوسيله بلاها و سختى ها از گناهانشان پاك شوند يا با انواع سختى ها در عرصه هاى قيامت و يا ورود در طبقه بالاى جهنم كه عذاب مى شوند پاك گردند آنگاه بخاطر محبتى كه به ما دارند از جهنم نجاتشان مى دهيم و به نزد خود مى بريم (1)

پي نوشتها:

1- كشف الغمه ، ج 2، ص 127.

منبع: كتاب قصه هاى تربيتى چهارده معصوم


 

نوشته شده توسط در Tue 6 Oct 2009 ساعت 2:18 AM موضوع کلام فاطمه(س) | لینک ثابت


فدك، ميراث نبوي:

يكي از ويژگي هاي حضرت زهرا (س)، علم بي كران و فصاحت و بلاغت در سخنوري است. ايشان در خطبه زيبايي كه از آن به «خطبه فدكيه» ياد مي كنند، درياي بي كراني از نكات سودمند اخلاقي و معارف بلند اسلامي را مطرح مي سازند. فاطمه (س) در بخشي از اين خطبه چنين مي فرمايد: «خداي تعالي، ايمان را وسيله تطهير شما از شرك، نماز را براي جلوگيري از تكبر، روزه را براي به ثبوت رساندن مراتب اخلاص و حج را وسيله اي براي استوار ساختن بنيان دين، عدالت را سببي براي نزديكي دل ها، جهاد را براي عزت و سر بلندي اسلام، صبر و بردباري را مايه استحقاق پاداش، امر به معروف را براي مصلحت حال عموم، نيكي به پدر و مادر را مسيري براي جلوگيري از خشم الهي و صله رحم را وسيله تأخير افتادن مرگ و طول عمر قرار داد».


 

نوشته شده توسط در Tue 6 Oct 2009 ساعت 1:16 AM موضوع کلام فاطمه(س) | لینک ثابت


 

 

خطبه ی سوم نهج البلاغه

شقشقيه

(معروف به خطبه شقشقيه)

غصب خلافت و علل شکيبايى امام (ع)

آگاه باشيد! به خدا سوگند! ابابکر، جامه خلافت را بر تن کرد، در حالى که مى‏دانست، جايگاه من در حکومت اسلامى، چون محور سنگهاى آسياب است (که بدون آن آسياب حرکت نمى‏کند) او مى‏دانست که سيل علوم از دامن کوهسار من جارى است، و مرغان دور پرواز انديشه‏ها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز کرد، پس من رداى خلافت، رها کرده، و دامن جمع نموده از آن کناره‏گيرى کردم، و در اين انديشه بودم، که آيا با دست تنها براى گرفتن حق خود بپا خيزم؟ يا در اين محيط خفقان‏زا و تاريکى که بوجود آوردند، صبر پيشه سازم؟ که پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مى‏دارد، پس از ارزيابى درست، صبر و بردبارى را خردمندانه‏تر ديدم، پس صبر کردم در حالى که گويا خار در چشم و استخوان در گلوى من مانده بود، و با ديدگان خود مى‏نگريستم که ميراث مرا به غارت مى‏برند!

http://fatemioun.blogfa.com

بازى ابابکر با خلافت

تا اينکه خليفه اول، به راه خود رفت و خلافت را به پسر خطاب سپرد (سپس امام مثلى را با شعرى از اعشى عنوان کرد) مرا با برادر جابر (حيان) چه شباهتى است، من همه روز را در گرماى سوزان کار کردم و او راحت و آسوده در خانه بود!! شگفتا! ابابکر که در حيات خود از مردم مى‏خواست عذرش را بپذيرند، چگونه در هنگام مرگ، خلافت را به عقد ديگرى درآورد؟ هر دو از شتر خلافت سخت دوشيدند و از حاصل آن بهره‏مند گرديدند.

http://fatemioun.blogfa.com

عمر و ماجراى خلافت

سرانجام اولى حکومت را به راهى درآورد، و به دست کسى (عمر) سپرد، که مجموعه‏اى از خشونت، سختگيرى، اشتباه و پوزش‏طلبى بود، زمامدار مانند کسى که بر شترى سرکش سوار است، اگر عنان محکم کشد، پرده‏هاى بينى حيوان پاره مى‏شود، و اگر آزادش گذارد، در پرتگاه سقوط مى‏کند سوگند به خدا مردم در حکومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمى گرفتار آمده بودند، و دچار دوروييها و اعتراضها شدند، و من در اين مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب‏آور، چاره‏اى جز شکيبايى نداشتم، تا آنکه روزگار عمر هم سپرى شد.

http://fatemioun.blogfa.com

شورا عمر و خلافت عثمان:

سپس عمر خلافت را در گروهى قرار داد که پنداشت من همسنگ آنان مى‏باشم!!، پناه به خدا از اين شورا!، در کدام زمان من با اعضاء شورا برابر بودم؟ که هم‏اکنون مرا همانند آنها پندارند؟ و در صف آنها قرارم دهند؟ ناچار باز هم کوتاه آمدم، و با آنان هماهنگ گرديدم، يکى از آنها با کينه‏اى که از من داشت روى برتافت و ديگرى دامادش را بر حقيقت برترى داد و آن دو نفر ديگر که زشت است آوردن نامشان

http://fatemioun.blogfa.com

شکوه از خلافت عثمان

تا آنکه سومى به خلافت رسيد، دو پهلويش از پرخورى باد کرده، همواره بين آشپزخانه و دستشويى سرگردان بود، و خويشاوندان پدرى او از بنى‏اميه بپا خاستند، و همراه او بيت‏المال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنه‏اى که به جان گياه بهارى بيافتد، عثمان آن قدر اسراف کرد که ريسمان بافته او باز شد، و اعمال او مردم را برانگيخت، و شکم بارگى او نابودش ساخت.

http://fatemioun.blogfa.com

بيعت عمومى مردم با اميرالمومنين (ع)

روز بيعت، فراوانى مردم چون يالهاى پرپشت کفتار بود، از هر طرف مرا احاطه کردند، تا آنکه نزديک بود حسن و حسين (ع) لگدمال گردند، و رداى من از دو طرف پاره شد، مردم چون گله‏هاى انبوه گوسفند مرا در ميان گرفتند اما آنگاه که بپا خواستم و حکومت را به دست گرفتم، جمعى پيمان شکستند، و گروهى از اطاعت من سر باز زده از دين خارج شدند، و برخى از اطاعت حق سر برتافتند، گويا نشنيده بودند سخن خداى سبحان را که مى‏فرمايد: (سراى آخرت را براى کسانى برگزيديم که خواهان سرکشى و فساد در زمين نباشند و آينده از آن پرهيزکاران است) آرى! به خدا آن را خوب شنيده و حفظ کرده بودند اما دنيا در ديده آنها زيبا نمود، و زيور آن چشمهايشان را خيره کرد.

http://fatemioun.blogfa.com

مسووليتهاى اجتماعى

سوگند به خدايى که دانه را شکافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعت کنندگان نبود، و ياران، حجت را بر من تمام نمى‏کردند، و اگر خداوند از علماء عهد و پيمان نگرفته بود که برابر شکم‏بارگى ستمگران، و گرسنگى مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رها مى‏نمودم، و آخر خلافت را به کاسه اول آن سيراب مى‏کردم، آنگاه مى‏ديديد که دنياى شما نزد من از آب بينى گوسفندى بى‏ارزشتر است (گفتند: در اين جا مردى از اهالى عراق بلند شد و نامه‏اى به دست امام (ع) داد و امام (ع) آن را مطالعه مى‏فرمود، گفته شد مسائلى در آن بود که مى‏بايست جواب مى‏داد. وقتى خواندن نامه به پايان رسيد، ابن عباس گفت يا اميرالمومنين! چه خوب بود سخن را از همانجا که قطع شد آغاز مى‏کرديد؟ امام (ع) فرمود:) هرگز! اى پسر عباس، شعله‏اى از آتش دل بود، زبانه کشيد و فرو نشست، (ابن عباس مى‏گويد، به خدا سوگند! بر هيچ گفتارى مانند قطع شدن سخن امام (ع) اينگونه اندوهناک نشدم، که امام نتوانست تا آنجا که دوست دارد به سخن ادامه دهد)


 

نوشته شده توسط در Tue 6 Oct 2009 ساعت 0:54 AM موضوع نخلستان علی(علیه السلام) | لینک ثابت


عالم  صدف است و فاطمه (س) گوهر او  

    گیتی عرض است و فاطمه (س) جوهر او

  برفضل وشرافتش همین بس که زخلق 

   احمد (ص) پدر است و مرتضی (ع) شوهر او

   


 

نوشته شده توسط در Mon 5 Oct 2009 ساعت 5:26 PM موضوع شعر | لینک ثابت


......

فاطمه (س) كه از دنيا رفت، دست نوشته اي كنار بسترش يافتند.
بسم الله الرحمن الرحيم. اين وصيت نامه فاطمه دختر رسول خدا است... اي علي! من فاطمه ام دختر پيامبر، خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت براي تو باشم. تو از ديگران بر من سزاوارتري، حنوط و غسل و كفن كردن مرا شبانه انجام ده و در تاريكي شب بر من نماز بگذار و به خاك بسپار و كسي را هم خبر نكن. تو را به خدا مي سپارم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مي فرستم.

پس از فاطمه (س) چاه هاي مدينه بارها از فريادهاي غريبانه اميرالمؤمنين (ع) به خود لرزيدند و از اشكهايش جام ماتم نوشيدند. فاطمه (س) رفته بود و علي (ع) غمخواري نداشت. بهتر بگويم، فاطمه (س) رفته بود و علي (ع) ديگر ياري نداشت....


 

نوشته شده توسط در Mon 5 Oct 2009 ساعت 1:55 AM موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت


اسماء می گويد: ديدم حضرت زهرا(س) در آخرین لحظات عمر خویش دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده و مى‏گويد: پروردگارا به حق حضرت محمد مصطفى(ص) و شوق و اشتياقى كه نسبت به من داشت و به شوهرم على مرتضى(ع) و اندوهى كه بر من دارد و به حسن مجتبى(ع) و گريه‏اش بر من، و به حسين شهيد(ع) و حسرت و افسردگيش نسبت به من و به دخترانم كه دختران فاطمه‏اند و آه ماتمشان بر من، از تو مى‏خواهم كه بر گنهكاران امت حضرت محمد(ص) ترحم فرموده و آنان را ببخشائى و به بهشت واردشان سازى كه تو گرامى‏ترين سؤال شوندگان و ارحم الراحمين مى‏باشى

خدایــــا! به حق خانم فاطمه زهرا(س)، ما را از شیعیان واقعی علی بن ابیطالب قرار بده.. الهی آمین


 

نوشته شده توسط در Mon 5 Oct 2009 ساعت 1:42 AM موضوع | لینک ثابت


یا علی


 

نوشته شده توسط در Sat 3 Oct 2009 ساعت 1:8 AM موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت




RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM